سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

349

تاريخ ايران ( فارسى )

ايران تا مدتى موقعيت خود را حفظ كنند . اما تشكيل وحشيانهء آنها براى فتح ، قتل‌عام و خرابى كافى بود ولى براى اداره كردن قلمروى كه آنها به آن آسانى بدست آورده بودند قابل نبوده است و بنابراين مهاجمين نامبرده يكدستهء كوچكى از خارجيان بودند كه مورد تنفّر باقى مانده و حتى در تحت قيادت يك پيشواى خوبى مانند اشرف نتوانستند در مقابل نيروهاى نادر ايستادگى كنند . وصيت‌نامهء پطر كبير شرحى بطور مقدمه بنام ثالوث فوق العاده مقدس و غيرقابل تقسيم . پطر اول امپراطور و سلطان مطلق العنان تمامى روسيه خطاب به تمام اخلاف و جانشينان ما و حكومت‌هاى ملت روسيه . خداوند قادر و توانا كه ما وجود خود را به او مديونيم ما را برگزيده كه ملت روسيه را كه هميشه بنور الهى مستنير و بتأييدات آسمانى مؤيد بوده است طورى نمائيم كه يك نژاد فرمانرواى اروپا گردد و اين خيال از آنجا در ما پديد آمده كه مىبينيم قسمت اعظم ملل اروپائى پيرو فرتوت شده رو بضعف و فساد گذاشته - است ، در هرحال اين ضعف با قدم بلند سريعى متوجه آنان گرديده و از اينجا چنين نتيجه ميگيريم كه آنها باسانى بدست يك ملت جوان و جديد مغلوب ميشوند به شرطى كه اين ملت تمام قوت و قدرت خود را تحصيل كند . من هجوم ملل غربى و مشرق زمين را در آتيهء نزديك از طرف شمال يك جنبشى ميدانم كه خداوند با قدرت و مشيت خود نقشهء آن را كشيده و اجراى آن را بما محول فرموده است . همانطور كه تجديد حيات ملت روم بوسيلهء هجوم برابره به عمل آمد . مهاجرت و هجوم ما از طرف قطب بجنوب مانند جزر آب رود نيل است كه در بعطى مواقع معين با گل‌ولاى خود سرزمين غربى مصر را پرقوت ميسازد ، من اينرا دريافته‌ام كه روسيه يك چنين رودخانه است و من اينطور آن را ترك ميكنم ، جانشينان من بايستى آن را بيك درياى ژرفى مبدل سازند كه مقدر شده اروپاى ضعيف و بينوا را معمور